تبليغاتX
آوای صلح

آوای صلح

نشریه ای برای صلح و ضد جهانی سازی سرمایه دارانه

گزارش اختصاصی وبلاگ آوای دیگر:

جمعی از فعالان چپ ایرانی در تظاهرات های ضد اجلاس سران ۸ کشور سرمایه داری موسوم به جی ۸ که در کشور آلمان در جریان است حضور فعالانه دارند.

فعلالان چپ ایرانی که از با صدور بیانیه ای که به امضای ۷ سازمان ، حزب و گروه ایرانی رسیده است ضمن اعلام همبستگی انترناسیونالیسیتی با مبارزات ضد جهانی سازی سرمایه داری، اعلام کردند که در تظاهرات های ضد اجلاس سران جی ۸ فعلانه در کنار دیگر معترضان شرکت خواهند کرد.

این فعالان چپ ایرانی با عناون " کمیته هماهنگ علیه جی ۸" با حضور در صفوف تظاهرات ها با حمل کردن پلاکارد هایی که اصلی ترین آن ها با این شعار " نه به امپریالیسم نه به ارتجاع "  نوشته شده بر یک پارچه نوشته ی بزرگ سرخ رنگ مشخص بود، ضمن حمایت عملی از این تظاهرات ها با پخش اعلامیه هایی به زبان آلمانی و انگلیسی به تشریح روند مبارزاتی جنبش های اجتماعی در ایران پرداختند.

همچنین لازم به ذکر است که این فعالان در تمامی عرصه های تظاهرات ها نقش پررنگی داشتند از جمله در زمان حمله وحشیانه ی پلیس  حامی سرمایه داری آلمان به صفوف تظاهر کنندگان فعالان چپ ایرانی نیز  هم راه با دیگر تظاهر کننده ها به مقاومت و ایستاگی دست زدند.

نام ۷ سازمان، حزب، گروه ایرانی "عضو کیمته هماهنگی علیه جی ۸":

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 4:50  توسط صلح  | 

امروز  روز آکسیون ها غیر متمرکز "فرار و مهاجرت" در سراسر شهر روستوک است. اولین تظاهرات ساعت 8 صبح با  اشغال دفتر امور خارجی ها آغاز می شود، جایی که مهاجرین و پناهنده ها بطور روزانه مورد اذیت و آزار قرار می گیرند.  در این اداره هاست که در مورد  موقعیت کسانی که شهروندی اروپایی ندارند تصمیم گرفته می شود که آیا حق کار کردن یا درس خواندن دارند یا نه؟ حق ساده ماندن در آلمان و سایر کشورهای اتحادیه اروپا را دارند یا نه؟  این تظاهرات می خواهد درسی به این پروسه نژاد پرستانه که هدفش جدا کردن و اخراج است بدهد.

تیم ما بسیار خسته بود و نتوانست به این تظاهرات برود! تلفن چند دختر و پسر جوان که کنار ما در کیسه خواب هایشان خوابیده بودند، زنگ بیدار باش زد و آنها فورا آماده شدند و رفتند.
ما برای تظاهرات ساعت 1 بعدازظهر برنامه ریزی کرده بود. این تظاهرات به دعوت جنبش "نو لاگر" و "کاروان"  (هر دو تشکلات سراسری پناهندگی هستند) برگزار می شد و سازمان زنان هشت مارس نیز به همراه برخی تشکلات دیگر رسما از این تظاهرات حمایت کرده است. بنابراین حتما باید خود را به این تظاهرات می رساندیم. محل تجمع برای تظاهرات از کمپ پناهندگی در خیابانStaower Str  آغاز  می شد. این منطقه تا کمپ روستوک که ما مستقر بودیم نزدیک به یک ساعت با ترن فاصله داشت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 4:26  توسط صلح  | 

روز چهارشنبه 16 خرداد ماه هزاران نفر از مخالفان جهانی سازی تظاهراتی را علیه نشست "گروه 8 " در شهر استانبول برگزار کردند.

در جریان این تظاهرات که در مقابل كنسولگری آلمان در استانبول برگزار شد، تظاهرکنندگان نشست سران کشورهای"جی 8 " را  گردهمایی امپریالیست‌های نامبردند که دورهم جمع شده اند تا ثروت مردم جهان را به غارت ببرند و با هم در مورد  تقسیم منابع جهانی مذاکره نمایند.

اعضای گروههای مخالف جنگ، مخالفان جهانی سازی، اعضای سندیکاهای کارگری و احزاب چپ ترکیه در این تظاهرات شرکت داشتند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 4:23  توسط صلح  | 

در مبارزات G8 اتفاق بزرگی نخواهد افتاد، اما یک پیام مهم دارد: ما نظم جهان کنونی را بر هم خواهیم زد و جهان دیگری را خلق خواهیم کرد."

■ شنبه، دو ژوئن

به سوی روستوک

ساعت چهار و نیم صبح با تمامی وسایل از خانه خارج شدیم تا خود را به اتوبوس هائی که به شهر روستوک می روند برسانیم. اتوبوس هایی که از بسیاری از شهرهای آلمان برای بردن مردم به روستوک سازماندهی شده بودند. دوستان و رفقای دیگرمان از هامبورگ، فرانکفورت، هلند و بلژیک به مقصد رسیده بودند. مرتب در حال تماس با یکدیگر بودیم. مصمم بودیم امسال به عنوان نیروهای مترقی ایرانی در بلوکی متحد در تظاهرات صد هزار نفری شرکت کنیم. بی خوابی و خستگی همگی مان باعث شد که وقتی به اتوبوس ها رسیدیم متوجه شویم که پلاکاردها را جا گذاشته ایم. این بنرها و پلاکاردها هویت جمع ما بود، بدون آنها مانند توده ای بی شکل در میان دهها هزار نفر تظاهرکنندۀ متشکل گم می شدیم.

می خواستیم در این تظاهرات به عنوان صف ایرانیان ضد G8 شرکت کنیم. ایران یکی از موضوعات مهم صحنه سیاسی جهان است. در کنفرانس سران هشت کشور هم در مورد ایران تصمیم هائی خواهند گرفت و ما به آنجا می رویم تا اعلام کنیم اصلا این سران هشت کشور هیچ مشروعیتی ندارند تا بخواهند در مورد ما و مردم منطقه تصمیم بگیرند.

هیچ راهی نداشتیم جز اینکه با تاکسی برگردیم و پلاکاردها را بیاوریم و همه صرفه جوئی ها را بر باد دهیم. وقتی برگشتیم یک جمعیت چند هزار نفره سرتاسر محوطه ای که اتوبوس ها پارک کرده بودند موج می زد. حالا ساعت پنج و نیم صبح است و قرار است اتوبوس ها ساعت 6 حرکت کنند. واقعا نمی توانستیم باور کنیم می توان این همه جمعیت را ظرف این مدت کم سوار اتوبوس ها کرد تا بتوان ساعت 6 حرکت کرد. اما اینکار ساده تر از آنچه تجربه و تصور من بود انجام گرفت. چند جوانی که سازماندهی این اتوبوس ها را به عهده داشتند به طرز حیرت انگیری، بسیار ساده و منظم، بدور از  پروسه های بوروکراتیک معمول، در کمتر از 45 دقیقه همه این جمعیت را در اتوبوس ها سازماندهی کردند. خود این شمه بود از اینکه مناسبات انقلابی و تعاون دوستانه و عاری از ارزش های جامعه طبقاتی، چقدر می تواند سازماندهی کارها را راحت تر و کارآتر کند.

تظاهرات

در حقیقت آغاز تظاهرات از محوطه پارکینگ بسیار وسیعی بود که اتوبوس ها مسافرین خود را پیاده می کردند. در مسیری که به محوطه پارکینگ می رسیدیم دیدیم که صدها اتوبوسی که قبل از ما رسیده بودند، در خیابان پارک شده بودند.

خوشبختانه محل پارکینگ اتوبوسها به صفی که ما به آن می پیوستیم، نزدیک بود: صف جریانات "آنتی راسیست" و "کاروان" (جنبش سراسری پناهندگان و مهاجرین در آلمان). پیدا کردن صف کاروان مشکل نبود. دهها زن و مرد با لباس نارنجی شبیه لباس زندانیان گوانتانامو و آرم "آزادی حرکت" را همراه با گروه بزرگی از طبالان سیاه پوست آفریقائی و زنانی که می رقصیدند به آسانی پیدا کردیم.

مثل همیشه سبک نبودیم، ده ها ساک و کارتون نشریه و اعلامیه حرکت ما را در تظاهرات خیلی سخت می کرد. به طوری که کار غیر معمولی کردیم و از ماشین بلندگو خواستیم که تا پایان تظاهرات بار ما را بکشد. تلاش برای وصل شدن به بقیه دوستان و رفقا که قبل از ما رسیده بودند و به منطقه دیگری در روستوک رفته بودند غیر ممکن شد. به خاطر تعداد کثیر جمعیت تظاهر کننده در شهر، تظاهرات از دو قسمت مختلف شهر شروع می شد و قرار بود این دو صف در منطقه ای معین به یکدیگر برسند، که بدلیل طولانی بودن صف ها، پس از بیش از یک ساعت به یکدیگر رسیدند.

پلاکارد ما با شعار "نه به ارتجاع، نه به امپریالیسم" به زبان فارسی و انگلیسی و همچنین پلاکاردهای دیگر با شعار "نه به هرگونه دخالت امپریالیستی در ایران، نه به جمهوری اسلامی"، "زنان ایران نیاز به قیم ندارند"... توجه بسیاری را به ما جلب کرد. در این مدت کم، صدها اطلاعیه به زبان های انگلیسی و آلمانی پخش کردیم چرا که بسیاری از مردم می خواستند بدانند که ما در مورد G8، در مورد جنگ، در مورد گلوبالیزاسیون چه می گوئیم. با دوستان دیگرمان در بخش دیگر تظاهرات نیز مرتبا در ارتباط بودیم. بخش زیادی از اعلامیه ها در دست آنها بود و باید به طریقی به ما می رساندند. آنها نیز به ما خبر دادند که بسیاری از رسانه ها با آنان مصاحبه کرده اند و می گفتند پرچم زنان هشت مارس در بخش دیگر تظاهرات نیز بسیار جلب توجه کرده بود.

در صف تظاهرات چندین جوان ایرانی که به سختی فارسی صحبت می کردند به ما پیوستند و می گفتند که اطلاعیه ما را در سایت کمیته هماهنگی ضد G8 خوانده اند و خوشحال بودند که ما را پیدا کرده اند. بلندگوی دستی ما در آن تظاهرات عظیم صدای چندانی نداشت و یکی از فعالین "زنان هشت مارس" موفق شد از بلندگوی تشکیلات کاروان برای شعار دادن استفاده کند.

جالب اینکه با گروهی روبرو شدیم که با شعار "دست آمریکا از ایران کوتاه" و همچنین "خروج نیروهای امپریالیستی از افغانستان و عراق" در کنار ما  قرار گرفتند. این نیروها اغلب انگلیسی و آلمانی بودند. در صف تظاهرات ما، اعلامیه های متنوعی پخش می شد، اعلامیه سازمان زنان هشت مارس به آلمانی علیه G8، اعلامیه کمیته هماهنگی ایرانیان ضد G8 به زبان های انگلیسی و آلمانی (اعلامیه های فارسی همه روی دستمان ماند)، اعلامیه هفت حزب و سازمان چپ ایرانی (حزب کمونیست ایران [م ل م]، سازمان انقلابی راه کارگر، حزب کمونیست ایران،...) به زبان های آلمان و انگلیسی علیه G8 پخش می شد. همه این اعلامیه ها به طرق مختلف مهمترین خواست مردم ایران یعنی سرنگونی جمهوری اسلامی و مرزبندی روشن با امپریالیست ها را بیان می کردند.

فکر می کردیم که درگیری تظاهرکنندگان با پلیس از روزهای بعد شروع خواهد شد ولی حدود ساعت چهار به محض اینکه دو صف تظاهرات به هم رسید، درگیری های شدیدی بین پلیس و بخشی از جریانات آنارشیست، آتونوم و... شروع شد. در صف ما که اکثریت زنان فعال جنبش زنان بودند چندین کودک در طول راه در حال ورجه ورجه بودند. اولین کاری که کردیم دور کردن بچه ها از منطقه بود تا خودمان به تظاهرات ادامه دهیم. سازماندهی سریع بچه ها و همچنین در آن واحد جوانان درون صف ما که به شدت برای شرکت در درگیری ها بی تاب بودند کار آسانی نبود. نیروهای جوانی که خیلی وقت نیست از ایران خارج شده اند دلشان می خواست تجربه شان در درگیری با پاسداران را اینجا هم به کار گیرند. تنفرشان از نظام حاکم بر ایران و جهان، خشمشان از بی آیندگی همراه با شور و جسارت شان برای مبارزه با محافظین نظم موجود محرکی بود تا هرچه سریعتر خودشان را به صفوف جوانان غربی با لباس های سراپا سیاه و صورت های پوشیده برسانند. می توان با اطمینان گفت که این جوانان از تاکتیک های مبارزاتی بسیار موثری با پلیس برخوردارند. فراموش نکنیم که اغلب دختران و پسران ایرانی از همان سنین نوجوانی وارد درگیری با پاسدار و کمیته چی ... می شوند.

سنگ بود که در هوا پرتاپ می شد. پلیس بی رحمانه گاز اشک آور پرتاپ می کرد و وحشیانه با باتوم شوک الکتریکی می داد. در مقابل این خشونت پلیس جوانان نیز سنگ فرش های خیابان را به آنان پرتاپ می کردند.

دهها ماشین که اغلب ماشین دولتی بودند به آتش کشیده شد، شاید این آتش سوزی ها اثر گاز اشک آور را خنثی می کرد. ساعت پنج بعد از ظهر روستوک صحنه نبرد تن به تن بسیاری از نیروهای ضد G8 و پلیس بود. آسمان ابری روستوک با دود و گاز اشک آور کدر و تیره تر می نمود.

در کنار آب (روستوک کنار رودخانه واقع شده)، بلند گوها به طور مداوم سخنرانی افراد سرشناسی از ملل گوناگون را پخش می کرد که علیه جنایات و دهشت نظم نوین جهان سخن می گفتند. بعلاوه از این بلندگوها مرتبا خشونت و هجوم پلیس محکوم می شد و می گفتند پلیس از همان روز اول برای نسق کشی سعی می کند تا با تحریک جوانان، زمینه درگیری و دستگیری آنان را فراهم کند.

دیگر صف ما نیز پراکنده شد و صحنه های درگیری و نبرد با پلیس جای خود را به تظاهرات داد و عملا تظاهرات با آغاز درگیری به پایان رسید. جای نگرانی نبود قبل از شرکت در تظاهرات و شب قبل با جمع خودمان در مورد روش های مواجهه با پلیس هنگام دستگیری صحبت کرده بودیم و به هر حال همگی ما یکدیگر را در کمپ رستوک پیدا کردیم (کمپ روستوک یکی از سه کمپ سازماندهی شده برای تظاهرات ضد G8 است).

کمپ رستوک

کمپی با ظرفیت سی تا چهل هزار نفر در خارج از شهر روستوک. وقتی به کمپ وارد شدیم چادرهای کوچک و بزرگ بسیاری در محوطه آن نصب شده بود. چادر بزرگ مرکز اطلاعات در قسمت ورودی کمپ بود. بعلاوه مراکز متعددی از جمله مدیا، پزشکی، و غیره نیز برپا بود. بالاخره گروه ما موفق شد در یکی از اتاقهای ساختمانی که گویا مرکز خبررسانی و اینترنت بود مستقر شود. البته بعدا فهمیدیم انتخاب خوبی هم نبود بخصوص وقتی اعلام کردند احتمال حمله پلیس به این کمپ زیاد است و در سیصد متری کمپ ماشین های پلیس و حتی تانک مستر شده است و معلوم شد که وقتی پلیس به کمپ تظاهرکنندگان حمله می کند اولین جا همین مرکز اطلاع رسانی و اینترنت است.

به هر حال در سالن بزرگ طبقه آخر این ساختمان کامپیوترهای متعددی که به اینترنت وصل بود و تعدادی از همان جوانانی که در تظاهرات با لباس های سیاه و صورت پوشیده شرکت داشتند، در حال تایپ خبر، تنظیم عکس و فیلم برای رسانه های آلترناتیو بودند.

آنطور که باخبر شدیم،در نتیجه درگیری ها، تعداد زخمی های پلیس 433 نفر و دستگیرشدگان تظاهرات 50 نفر بود. البته یکی از همان جوانان که در حال تهیه عکس و فیلم بود با خنده گفت این پلیس ها سردرد هم که می گیرند خودشان را جزو زخمی ها محسوب می کنند، اینطوری به آنها پاداش بیشتری می دهند.

وقتی از آنها خواستیم به ما امکان کامپیوتری بدهند تا ما هم گزارش فارسی تهیه کنیم، خیلی برایشان جالب بود. فرصت شد تا با آنها در مورد مبارزات زنان، جوانان و دانشجویان صحبت کنیم و از تاکتیک های مبارزاتی با پاسداران و نیروهای انتظامی تعریف کنیم.

ساعت 9 شب در چادر بزرگ وسط کمپ جلسه بزرگی برگزار شد. احتمال حمله پلیس به کمپ بود و همه در مورد اینکه چه تاکتیک هایی باید برای مقاومت و مبارزه در مقابل هجوم پلیس اتخاذ شود صحبت می کردند. نظرات مختلفی بود که البته بیان دیدگاههای سیاسی متفاوت این نیروهای شرکت کنند در قبال کنفرانس سران هشت کشور بود. مثلا یکی از مبارزات سیاسی مهم بین جریاناتی است که خواسته هایی را در مقابل سران G8 قرار می دهند و نیروهائی که می گویند ما اصلا اینها را به رسمیت نمی شناسیم تا بخواهیم مطالباتی در مقابلشان قرار دهیم. به هر حال قرار شد ساعت 11 شب هر گروهی نماینده ای را به این چادر بفرستد و نظر خودش را در مورد چگونگی برخورد با پلیس اعلام کند. اگر پلیس به کمپ حمله می کرد، موفق می شد این کمپ را از دست تظاهرکنندگان خارج کند و ضربه زیادی به تظاهرات می زد.

سازماندهی مقاومت برای شب در کمپ

قرار شد خود تیم ما هر دو ساعت دو نفر نگهبانی بدهند که در صورت هجوم پلیس بتوانیم عکس العمل سریع نشان دهیم. این اقدام ما اساسا به دلیل حضور کودکان همراهمان بود. اما به طور کلی خود جوانان آلمانی از این ساختمان مراقبت و نگهبانی می کردند.

تقریبا کل کمپ تا صبح، نیمه بیدار بود. در تمام قسمت های مهم کمپ جوانان در حال نگهبانی بودند. مناسبات درون این کمپ حقیقتا مناسباتی سرشار از صمیمیت، تعاون و دوستی است. جلوه هایی بسیار کوچک از آنچه بشر می تواند در جهانی دیگر تحقق بخشد.

البته چیزهای کوچکی هم بود که توی ذوق می زد. مثلا در کنار ما چند تنی هم بودند که مثل مهمانانی آمده بودند که برایشان مهم نبود در خانه میزبان چه می گذرد. مثلا وقتی که تیم ما برای نگهبانی شب تقسیم کار کرد، این افراد همچون بیگانگان به ما نگاه می کردند. به نظر می رسد که حتی وقتی درگیر مبارزه ای حاد برای جهانی دیگر هستیم، گاهی در کنارمان کسانی را می بینیم که یا جهان دیگرشان خیلی با جهان کنونی فرقی ندارد و یا حاضر نیستند برای رسیدن به جهانی دیگر خیلی از خود مایه بگذارند.

■ صبح روز یکشنبه، سه ژوئن

کمپ رستوک

خوابیده و نخوابیده بیدار شدیم. آفتاب قشنگی در رودخانه کنار کمپ تابیده است. محوطه بزرگ کمپ با صدها چادر کوچک و بزرگ زیر نور آفتاب جلوه ای زیبا به خود گرفته است. بخشی از کمپ که چادر و میزهای صبحانه در آن برقرار بود، شلوغ است. چهره های خندان و صمیمی در صف طولانی در حال انتظار صبحانه خود هستند. لیوان کم است و همه سعی می کنند سریع چای و قهوه بخورند و لیوان خود را به چادری ببرند که چندین داوطلب در حال شستن ظرف و ظروف هستند تا بقیه نیز بتوانند با لیوان تمیز چای و قهوه بنوشند.

ما نیز آماده شده ایم. برخی از ما باید بروند. یک جمعبندی سریع از کار دیروز، یک تقسیم کار سریع برای کار امروز: هزاران اعلامیه هنوز باید پخش شود، باید دهها هزار نفر پیام "نه به امپریالیسم، نه به جمهوری اسلامی"، "مردم ایران قیم نمی خواهند"، "مردم ایران برای ساختن جهانی دیگر باید جمهوری اسلامی را سرنگون کنند"، بشنوند.

دهها هزار نفر از این مردم معترض باید بشنوند ما نیز طنین صدای اکثریت مردم ایران علیه نظام سرمایه داری، گلوبالیزاسیون، مردسالاری و جنگ هستیم. اگر تا فردا و پس فردا زخمی و دستگیر نشویم، باز هم برای شما از G8 گزارش می فرستیم.

زنان هشت مارس

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 4:22  توسط صلح  | 

در حدود ۵۰۰ هزار نفر از مخالفان سرمایه داری جهانی با شرکت در تظاهرات عتراض آمیز نسبت به برگزاری اجلاس موسوم به جی ۸ در هر رستوک آلمان اعتراض خود را اعلام کرده اند.

تظاهر کننده گان که از گروه های مختلف چپ، کمونیست، آنارشیست، زنان، محیط زیست،صلح طلبان، همجنس گرایان و سایر گروه ها بوده اند با سازمان دادن تظاهرات وسیعی که افراد گوناگونی از سرتاسر جهان در آن شرکت داشتند نسبت به برگزاری این اجلاس اعتراض کرده اند.

 در این میان با حمله وحشیانه ی پلیس آلمان این تظاهرات به خون کشیده شده است و گروهی از جوانان کمونیست و همچنین گروه های آنارشیست که از قبل برای دگیری خشونت آمیز با پلیس آمادگی داشتند با سنگ،چوب، کوکتل مولوتف و بمب های دستی و هم چنین با واژگون کردن و آتش زدن ماشین های پلیس و دیگر خودرو ها دولتی و هم چنین با سنگر بندی و کندن خیابان به مقابله با پلیس برخواستند.

در این میان تعدادی مجروح و تعداد دیگری نیز بازداشت شدند. نکته جالب آن است که برای آن که اطلاع رسانی با اخلال مواجه شود پلیس آلمان به بازداشت برخی از خبرنگاران و خورد کردن دوربین های آنان دست زده است.

در ضمن ۷ حزب،سازمان و گروه چپ و کمونیست ایرانی  نیز با صدور بیانیه ای اعلام کرده اند در این حرکت اعتراضی برای اعلام همبستگی انترناسیونالیستی طبقه کارگر و انسان های معترض به سرمایه داری شرکت می کنند.

این تظاهرات ادامه دارد و تاکنون بنا به اخباری که از سایت ها و وبلاگ های انگلیسی زبان گروه های آنتی جهانی سازی به دست امده حدود ۱۲۸ مفر بازداشت شده اند و ما سعی می کنیم گزارشات دقیق تر و کامل تری را متعاقبا  اعلام کنیم.  در ضمن عکس ها و گزرشات دیگری را نیز انعکاس می دهیم. از همه دوستان می خواهیم که گزارشات و عکس های خود را در قیمت کامنت وبلاگ بگذارند تا منعکس شود.

 

فراخوان دعوت به شرکت در مبارزات جهانی در مقابل اجلاس G8

۱- کمیته خارج کشور حزب کمونیست ایران۲- کمیته تشکیلات خارج کشور سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) ۳- اتحاد فدائیان کمونیست در خارج کشور ۴- حزب کمونیست ایران(م.ل.م)- فعالین خارج کشور ۵- اتحاد چپ کارگری۶- هسته اقلیت ۷- سازمان فعالین جنبش نوین کمونیستی ایران

* گزارشی از روز اول تظاهرات G8    گروه ایرانی زنان هشت مارس

حمله وحشيانه پليس آلمان به تظاهرات آرام مخالفان جی-۸

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 3:46  توسط صلح  |